همه / مقاله / عرفان معاصر

جنگجو یا سالک مبارز

1399/01/01

چکیده
در ترجمه کتاب های کاستاندا که توسط مترجمین مختلف به ویژه خانم کندری صورت گرفته، به جای کلمه Warrior از سالک یا سالک مبارز استفاده شده است. بر طبق آموزه‌های دون‌خوان، سالک مبارز کسی است که هر لحظه در حال کمین و شکار است و بی عیب و نقصی رو پیشه خود ساخته است. با خودبزرگ‌بینی مبارزه می‌کند و و زمانی که کاری را انجام می‌دهد با تمام وجود آن‌کار را انجام می‌دهد. گویی عمری در حال کمین و شکار خود است.


در ترجمه کتاب های کاستاندا که توسط مترجمین مختلف به ویژه خانم کندری صورت گرفته، به جای کلمه Warrior از سالک یا سالک مبارز استفاده شده است. بر طبق آموزه‌های دون‌خوان، سالک مبارز کسی است که هر لحظه در حال کمین و شکار است و بی عیب و نقصی رو پیشه خود ساخته است. با خودبزرگ‌بینی مبارزه می‌کند و و زمانی که کاری را انجام می‌دهد با تمام وجود آن‌کار را انجام می‌دهد. گویی عمری در حال کمین و شکار خود است.
 
اما برخی خوانندگان کتاب های کاستاندا برگردان کلمه سالک یا سالک مبارز را نمی‌ پسندند و به جای آن از برگردان جنگ‌جو، سلحشور یا جنگ‌آور استفاده می‌کنند. یعنی طبق پیشنهاد این دوستان بهتر است به جای عبارت گروه سالکان یا سالک مبارز بهتر است بگوییم گروه جنگ‌جویان یا جنگ‌جو. مثلا یکی از فصل‌های پایانی کتاب هدیه عقاب به «گروه سالکان» اختصاص یافته است. پس طبق پیشنهاد این دوستان این فصل را باید به نام «گروه جنگ‌جویان» نامید. مثلا وینست مدرانو یا دون‌گنارو یکی از اعضای گروه جنگجویان دون خوان بودند. آدم بی مقدمه یاد سریال جنگجویان کوهستان می‌افتد. گویی اعضای حلقه ساحران دون‌خوان شمشیر به دست هم‌چون شوالیه‌ها یا سامورایی‌ها در جنگل‌های آمازون و صحرای سونورا تمرین سلحشوری و مبارزه‌طلبی می کردند.
 
انتقاد این دوستان بر این اصل استوار است که کلمه سالک در عرفان شرقی و ایرانی استفاده می شده و ما چون در مورد این کلمه پیش‌زمینه فکری داریم باعث بدفهمی ما از مفاهیم مطرح شده در سنت شمنان دون‌خوان شده است. بهتر بود مترجمان به جای کلمه سالک از جنگ‌جو یا سلحشور استفاده می‌کردند تا ترجمه صحیح‌تری صورت می‌گرفت. اما این علاقمندان و منتقدان به این نکته ساده توجه نمی‌کنند که هر کلمه‌ای که به زبان پارسی برگردانده شود ما از آن کلمه پیش زمینه یا برداشتی پیشین داریم. مثلا برای همین کلمه جنگ‌جو ممکن است بیشتر از کلمه سالک پیش‌زمینه داشته باشیم. کتاب‌ها، سریال ها و فیلم‌های چینی و ژاپنی سرشار و لبالب از کلمات سلحشوری و جنگ‌جویی است و جالب است که اکثر این‌ آثار درون‌مایه عرفانی یا مبارزه با نفس هم دارند.
 
روشن است که کلمه جنگجو چندان نمی‌تواند مفاهیم مطرح شده در سنت فکری دون‌خوان را یدک بکشد. آموزه‌هایی مانند بی عیب و نقصی، آزادی، اهمیت ندادن به خود، دیدن و ده‌ها مورد دیگر با جنگ‌جویی و سلحشوری هم‌خوان نیستند. یک جنگجو برخلاف تصور این دوستان مفاهیم منفی زیادی مثل خودبزرگ‌بینی، پیروی از دستورات مافوق، حیله‌گری و مکاری، کشتن و بی رحمی، خون و نظم آهنین و منطق را با خود یدک می‌کشد.
 
اما چرا استفاده از برگردان سالک یا سالک مبارز مورد پسند این دسته از علاقمندان نیست؟ در گمان این علاقمندان گویی سالک کسی است که کشکول به دست مسیرهای خاصی را طی می‌کرده و با پیاده روی طولانی به مقصد می‌رسیده است. مقصد هم کجا بوده؟ لابد خراسان و ماوراء النهر و تیسفون. این برداشت از سالک کاملا ساده‌بینی است.
 
بگذارید نگاهی کوتاه به این بدفهمی‌ها بیندازیم که چرا استفاده از واژه سالک یا سالک مبارز بهترین انتخاب می‌توانست باشد.
 
مسافر، راه رونده یا سائر الی الله: در فرهنگ دهخدا کلمه سالک به راه رونده و سائر الی الله معنی شده است. یعنی کسی که در راه خدا سیر می‌کند تا به او برسد. مگر نه این است که یک ساحر در سنت فکری دون‌خوان همیشه در حال سفر و یادگیری و آموزش است و برای رسیدن به آزادی یا بی‌کرانگی تلاش می‌کند؟ کافی است ملاقات های کاستاندا با دون‌خوان و گروه ساحران را پیش چشم آوریم. می‌توان گفت کاستاندا کل عمرش در حال سفر برای یادگیری و دست یابی به آزادی و بی‌کرانگی بوده است. روشن است که در بین ساحران گروه کاستاندا هم هستند کسانی که آزادی و بی‌کرانگی را همان خدا معنی می‌کنند. مثلا فلوریندا دانر گرا در گفت‌و گو با الکساندر بلر چنین مقایسه‌ای را دور از ذهن نمی‌داند.
 
بی عیب و نقصی: یک سالک در طی مسیر سلوک نه با جاده و مسیر و خانقاه، بلکه با خود مبارزه می‌کرده و بی عیب و نقصی یا پارسایی را پیشه خود می‌ساخته است. در فرهنگ آنندراج آمده که: «سالک واصل آن را گویند که جمله بتان مجازی را از صحن سینه پاک سازد چنانکه اثر غیرنماند و فانی در توحید مطلق شود و بی نام و نشان گردد».
 
این توصیف از سلوک کاملا با توصیفات دون‌خوان از منش یک ساحر هم‌خوان است: «سالکان مبارز بایستی در تلاش خود برای دگرگونی بی عیب و نقص باشند تا شکل انسانی خود را بترسانند و به دور اندازند . پس از سالها زندگی بی عیب و نقص لحظه ای فرا می رسد که شکل انسانی تاب مقاومت ندارد و آدم را ترک می کند». (دومین حلقه قدرت)

خودبزرگ بینی: یک سالک الی الله در مسیر سلوک باید با خودی و خواست های نفسانی مبارزه کند تا قلب و دلش صاف گردد و دلش همچون‌ آینه‌ای مجرای نور الهی گردد. « یعنی مسافر و سالک آن است که که از منازل شهوات طبیعی و لذات جسمانی عبور می‌نماید و از ظلمت تعین خودی که حجاب نور اصل و حقیقت او بود صافی گردد و پرده‌ی پندار خود از روی حقیقت براندازد». (شرح گلشن راز)
 
در سنت دون‌خوان هم مبارزه با خودبزرگ‌بینی یکی از اساسی‌ترین آموزه‌ها به شمار می‌رود. خودبزرگ‌بینی به این معناست که، شخص تنها به خود اهمیت می‌دهد یا برای خود اهمیتی بیش از حد قائل است. در چنین حالتی، از سبک‌باری و روانی که ویژگی یک سالک مبارز است دست می‌کشد و به‌جای آن خودبینی را جای‌گزین می‌کند. «تا هنگامی که فکر می‌کنی مهمترین چیز عالم هستی، قادر به شناخت دنیای اطرافت نیستی. مثل اسبی با چشم‌بند خواهی بود و فقط خودت را خواهی دید، جدا از هر چیز دیگر» (سفر به ایختلان).
 
با این تفاسیر، از نگاه این‌جانب استفاده از برگردان سالک یا سالک مبارز به جای کلمه Warrior بسیار بهتر از کلماتی مثل جنگجو یا سلحشور است. به ویژه عبارت سالک مبارز که هم معنای سالک در روش های عرفانی شرقی را با خود حمل می‌کند هم مبارزه‌طلبی یک ساحر در سنت شمنان دون‌خوان را در درونش دارد.
 



نظرات 
    برای ثبت نظر باید عضو باشید. اینجا ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد سامانه شوید.