همه / مقاله

ازدواج کنم یا مجرد بمانم؟

1397/10/07

چکیده
در این مقاله قصد دارم در مورد مسئله مهم و بغرنج ازدواج‌کردن یا مجرد‌ماندن صحبت کنم و این‌که با توجه به تیپ شخصیتی که داریم، بهتر است ازدواج کنیم یا مجرد بمانیم؟‌ زاویه‌ی نگاه من علوم باطنی و عرفانی است.

در سرتاسر دنیا، هر روش یا مکتب عرفانی و باطنی را که بررسی کنیم، به یک سری عرفا و باطن‌گرایان برمی‌خوریم که به موضوع ازدواج یا مجرد‌ماندن اشاره‌ها‌ی فراوانی داشتند. نظرهای این عرفا و باطن‌گرایان در بیشتر موارد، ناظر به این امر است که ازدواج نکنید یا تجرد را پیشه‌ی خود کنید. بسیاری از این عرفا مجرد بودند یا میلی به ازدواج نداشتند. آن‌ها به انرژی جنسی یا ذخیره‌ی انرژی جنسی اهمیت زیادی می‌دادند؛ چون برای کسب مدارج باطنی، الهام، اشراق، کشف و شهود، رویا‌دیدن و انواع تجربه‌های عرفانی، ذخیره‌ی انرژی جنسی بسیار مهم است.

از نظر علوم باطنی و حتی روان‌شناسی جدید، انرژی جنسی معادل نیروی حیات یا انرژی حیاتی فرد در نظر گرفته می‌شود. در صورتی که در زمان حاضر، هیچ نشانی از اقتدار درونی یا قدرت روحی در اکثریت مردم نمی‌بینیم. در دوران باستان یا حتی نزدیک به دوره معاصر، افرادی وجود داشتند که بدون این‌که هیچ پیرایه‌ای در زندگی‌شان وجو داشته باشد، یا مال و مکنتی داشته باشند، قدرت و نفوذ معنوی، اجتماعی، فرهنگی یا حتی سیاسی زیادی داشتند. این افراد حتی اگر فقر را هم تجربه می‌کردند، باز هم از نظر منزلت و اعتبار اجتماعی در رده بسیار بالایی قرار داشتند و حتی شخصیت بسیار برجسته‌ی آن دوران به‌شمار می‌رفتند.

این عرفا و بزرگان حتی در مقابل پادشاهان آن دوران هم سر فرود نمی‌آوردند؛ چون به اقتدار ناشی از ذخیره انرژی جنسی یا نیروی حیاتی پی برده بودند و حتی پس از ازدواج هم در کنترل این انرژی خیلی خست به‌خرج می‌دادند. یعنی ازدواج برای آن‌ها موضوعی برای لذت‌بردن از رابطه جنسی نبود. آن‌ها تنها به زیبایی، خوش‌اندامی و جذابیت‌های ظاهری توجه نمی‌کردند تا از این طریق بتوانند لذت‌های دنیا و عقبی را بچشند. ازدواج در نظر این افراد، رشد و گسترش پتانسیل‌های درونی و باطنی بوده است که کاملا برخلاف دیدگاهی است که در دنیای معاصر درباره ازدواج وجود دارد. در دنیای معاصر، اکثریت افراد به‌خاطر تنوع‌طلبی یا شور و اشتیاق فراوانی که به کسب لذت‌های جنسی پیدا کرده‌اند، از نظر انرژی و نیروی حیاتی خیلی تهی شده‌اند و ما بیشتر با اسکلت‌هایی روبرو می‌شویم که برای‌شان تنها موضوعات ظاهری مثل زیبایی، جذابیت، خوشگلی، خوش‌اندامی و موضوعات این‌چنینی اهمیت پیدا کرده و آن اقتدار درونی که در طی قرون گذشته وجود داشته، در حال حاضر چندان به چشم نمی‌آید یا خیلی کم شده است.

در حال حاضر، میل و اشتیاق مردم به لذت‌‌بردن از رابطه و لذت‌های جنسی خیلی زیاد شده که برای سلامتی روحی و جسمی آسیب‌زا است؛ چرا که خیلی از مردم می‌خواهند خودشان را به سطحی برسانند که نهایت لذت را از روابط جنسی ببرند و از غافله عقب نمانند، در صورتی که با برقراری هر رابطه متوجه می‌شوند که یک جای کار می‌لنگد و با فقدان و کمبود اقتدار و انرژی درونی، ضعیف و ضعیف‌تر می‌شوند. با برقراری رابطه‌های متعدد، نیروی حیاتی را به‌صورت کامل از دست می‌دهند و شاید برای رهایی از چنین وضعیتی، به اعتیاد تن می‌دهند یا دچار افسردگی می‌شوند.

در این نوشتار، قصد نداریم به شما پیشنهاد ازدواج کردن یا مجرد ماندن بدهیم؛ چون یقینا سطوحی از رابطه را تجربه کرده‌اید. ممکن است ازدواج کرده باشید، عاشق کسی باشید و یا در یک رابطه‌ای قرار گرفته‌اید که به ازدواج ختم می‌شود. قصد ما این است که در هر سطحی از رابطه که هستید، کمی به خود‌ تحلیل‌گری بپردازید و چشم‌اندازی کلی از موضوع ازدواج یا مجرد‌ماندن داشته باشید.

عزالدین کاشانی که یکی از عرفای کمتر شناخته‌شده‌ی ایران است، در کتاب مصباح‌الهدایه، یک تقسیم‌بندی بسیار ساده در مورد ازدواج کردن یا مجرد‌ماندن دارد و می‌گوید مردم دو دسته هستند:

گروهی که بدون ازدواج اصلا هویتی پیدا نمی‌کنند و نمی‌توانند بدون یک شریک، یا پشتیبانی که بتواند از این افراد حمایت کند، یا پتانسیل‌‌های درونی این افراد را شکوفا کند، به زندگی ادامه دهند و تنهایی برای این افراد خیلی سخت است. یعنی این گروه، نیاز به ارضای جنسی در آن‌ها بالا است و حتما باید ازدواج کنند تا آن عطش، شور و اشتیاق‌ جنسی کم‌تر شود  و بتوانند تمرکزشان را از این حوزه بردارند و به یک حوزه‌های دیگر مثلا علوم باطنی معطوف کنید یا به خداشناسی و خودشناسی بپردازند.

یک دسته‌ی دیگر هم هستند که مجرد‌ماندن برای این افراد، رشد و توسعه فردی را در پی دارد. یعنی نمی‌توانند با ازدواج‌کردن یا با شریک‌شدن با کسی دیگر به رشد و توسعه فردی برسند. دیدگاه عزالدین کاشانی به همین مفهوم ذخیره انرژی جنسی که گفتیم مربوط است. یعنی می‌گوید، بعضی از مردم می‌توانند نیروی جنسی خودشان را کنترل کنند و آن اقتدار درونی را هم دارند که بدون ازدواج‌کردن، به مدارج عرفانی، باطنی یا توسعه‌ی فردی و درونی برسند. 

می‌دانیم که در دنیای معاصر به‌ویژه در کشور ما، میل و اشتیاق به ازدواج‌کردن بسیار پایین آمده است. از سوی دیگر، سن ازدواج بالا رفته و احتمالا بین ۲۵ تا نزدیک به ۴۰ سال است. وقتی از این افراد می‌پرسی چرا ازدواج نمی‌کنی، بیشتر آن‌ها می‌گویند که میلی به ازدواج ندارند و ازدواج را مانعی برای آزادی یا اهدافی می‌دانند که دنبال می‌کنند. اکثر پاسخ‌ها دور و بر موضوعاتی مثل تنوع‌طلبی زنان یا مردان، میل خیانت در مردان، آداب و رسوم دست ‌و‌ پاگیر اجتماعی، هزینه‌های بالای خرید جهیزیه و موارد این‌چنینی است. بسیاری از این افراد، تحت تاثیر شبکه‌های اجتماعی و تلویزیونی علاقه به ازدواج نشان نمی‌دهند و صرفا به این دلیل که خیلی از امکانات و نیازهای اجتماعی یا رفاهی‌شان فراهم نیست تن به مجرد باقی می‌مانند؛ در صورتی که اگر این امکانات فراهم بود یا سطح رفاه این افراد به حد کافی می‌رسید، میل به ازدواج پیدا می‌کردند.

اما افراد دیگری هم هستند که بدون این‌که نیاز مالی چندانی داشته باشند یا حتی علاقه‌ای به فرد دیگری داشته باشند، در درون آن‌ها یک پتانسیل درونی یا ناخودآگاهی وجود دارد که ازدواج‌کردن را مانعی در راه توسعه‌ی فردی یا تمامیت وجودی خودشان در نظر می‌گیرند؛ چرا که هدف اصلی این افراد خودشناسی یا خداشناسی یا ارتباط با نیرویی است که در مکاتب مختلف بشری به عنوان خدا، کائنات، قصد یا اسامی دیگر می‌شناسیم.

در شخصیت‌شناسی یونگی بر اساس روش کهن‌الگویی، برخی از زنان که انرژی هستیا در روان آن‌ها فعال است میل به شهود، معنا، خودشناسی یا خداشناسی دارند. معمولا زنان هستیایی در جوامعی که دین و تفکرات معنوی نقش فعالی دارند، بهتر رشد می‌کنند و قابلیت‌های درونی‌شان بهتر پرورش پیدا می‌کند. در مکان‌هایی مثل معابد، کلیسا و آشرام‌های شرقی، این زنان را یا در حال مراقبه و نیایش می‌بینیم یا در حال انجام کارهای روزانه مربوط به نگهداری و تمیز‌کردن آن مکان‌ها. کلا در طول تاریخ، تمام راهبه‌ها و زنانی که خودشان را وقف مکان‌های مذهبی می‌کردند، انرژی هستیایی بالایی داشتند.

این زنان به خاطر علاقه‌ای که به درون‌گرایی یا شکوفایی نیروهای درونی و باطنی دارند، میل به ازدواج در آن‌ها بسیار کم می‌شود و به‌خاطر اشتیاق درونی به ذخیره انرژی جنسی، در برقراری رابطه و تصمیم‌گیری در مورد ازدواج نامطمئن‌تر و مرددتر هستند. غالبا این افراد، در دوره‌هایی از زندگی خودشان میل به برقراری رابطه پیدا می‌کنند یا حتی ممکن است به کسی پیشنهاد ازدواج هم بدهند، ولی این پیشنهادها و روابط کوتاه مدت است و صرفا ممکن است چند صباحی انرژی خاصی در روان آن‌ها فعال شده باشد و کار آن‌ها به ازدواج هم منجر شود.

در دوره‌ی معاصر‌، اعضای زنان حلقه کارلوس کاستاندا را می‌توان مثال زد که انرژی هستیایی بالایی داشتند. این زنان بعد از آشنایی با کاستاندا یا مرشدش دون‌خوان ماتوس، اسامی خودشان را تغییر می‌دادند، هویت قبلی خودشان را پنهان می‌کردند، از دنیای بیرونی فاصله می‌گرفتند، خانواده‌ی خودشان را ترک می‌کردند تا در فعالیت‌های باطنی و عرفانی شرکت کنند. اکثر این زنان یا به‌نوعی همه‌ی این زنان مجرد باقی ماندند و تمرین‌ها و فعالیت‌های زیادی برای مبارزه با نفس خودشان انجام می‌دادند. ‌همان‌طور که در اسطوره‌های یونانی، ایزدبانوی هستیا در بین اهالی المپ بی‌حاشیه‌ترین و ناشناخته‌ترین بود و هیچ دخالتی در رقابت‌های بین خدایان و ماجراهای عاشقانه و جنگ‌های آن‌ها نداشت؛ زنان هستیایی هم علاقه به گمنام‌ماندن یا فاصله‌گرفتن از دنیای بیرونی دارند. این علاقه به گمنامی یکی از دلایل اصلی فعالیت‌شان در مکان‌های مذهبی به‌شمار می‌رود.

اگر زنان به انرژی هستیایی در روان خودشان آگاهی نداشته باشند، بعد از برقراری رابطه با همسر یا بعد از ازدواج، به زودی در دامن تکرار یا هم‌زیستی مسالمت‌آمیز می‌افتند. تخلیه انرژی جنسی برای این زنان بهانه‌ای می‌شود برای برون رفتن از رابطه، میل به تنهایی، اعتیاد، افسردگی یا حتی ناامید شدن از کل هدف و آرزویی که در سر داشته‌اند. به‌همین دلیل، شور و اشتیاق اولیه خودشان را برای برقراری ارتباط دو طرفه یا مراقبت از فرزند و امور مربوط به خانواده از دست می‌دهند. در نهایت اشتیاق به زندگی و بودن در کنار همسر و خانواده را به صورت کامل ممکن است از دست بدهند و دچار سرخوردگی و بی‌معنایی شوند.

 

مصطفی نصیری

۷ دی‌ماه ۱۳۹۷

 

منابع برای مطالعه بیشتر:

The dark legacy of Carlos Castaneda, Robert Marshall, April 2007, Salon Magazine

مصباح‌الهدایه و مفتاح الکفایه، عزالدین کاشانی، ترجمه عفت کرباسی، محمد‌رضا برزگر، نشر زوار، ۱۳۸۹

نمادهای اسطوره‌ای و روان‌شناسی زنان، شینودا بولن، برگردان آذر یوسفی، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، ۱۳۹۷

 


نظرات 
    برای ثبت نظر باید عضو باشید. اینجا ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد سامانه شوید.